محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
6565
تاريخ الطبرى ( فارسي )
به اين سبب از راى خويش دربارهء جا گرفتن به غرب دجله بگشت و ويران كردن ديوار فاسق را هدف كرد ، تا از آنجا راه و گذرگاه براى ياران خويش بكشاند ، از اين رو بگفت تا ويرانى ديوار را از مجاورت نهر معروف به منكى آغاز كنند . تدبير خبيث در اين باب آن بود كه پسر خويش انكلاى و على بن ابان و سليمان بن جامع را براى جلوگيرى از اين كار فرستاد كه هر يك به روز نوبت خويش بروند و اگر ياران موفق بر آنها فزونى گرفتند همگى براى دفاع از مهاجمان فراهم آيند . وقتى موفق ديد كه خبيثان براى جلوگيرى از ويران كردن ديوار گرد آمدهاند و با همديگر كمك مىكنند مصمم شد اين كار را بخويشتن عهده كند و در آن حضور يابد ( 617 كه تلاش و كوشش و توجه ياران وى فزون شود ، چنين كرد و نبرد پيوسته شد و بر دو گروه سخت شد و از هر دو دسته كشته و زخمى بسيار شد . موفق روزى چند بماند كه صبحگاه و شبانگاه با فاسقان به نبرد بود و روزى نبود كه از پيكار بازمانند . و چنان بود كه ياران ابو احمد نمىتوانستند سوى خبيثان روند به سبب دو پل كه بر نهر منكى بود و همين كه پيكار گرم مىشد زنگيان از آن مىگذشتند و از آنجا به راهى مىرسيدند كه آنها را به پشت سر ياران ابو احمد مىرسانيد كه به ايشان هجوم مىبردند و از انجام مقصودشان كه ويران كردن ديوار بود بازشان مىداشتند . موفق چنان ديد كه براى ويران كردن آن دو پل تدبير كند و فاسقان را از راهى كه در گرما - گرم پيكار از آنجا پشت سر يارانش مىرسيدند باز دارد . پس به تنى چند از سرداران غلامان خويش دستور داد كه اين دو پل را هدف كنند و با زنگيان خدعه كنند و فرصتى بجويند كه آنها از حراست پلها غافل بمانند . دستورشان داد كه تبر و اره و افزارهايى كه براى بريدن پلها بايسته است و كمكشان مىكند كه مقصود خويش را با شتاب بسر برند ، آماده كنند .